تبليغاتX
خيلي دور خيلي نزديك
روز نوشت های يك خبرنگار سياسي
 داري شروع مي شي ...
 

 يه شب حالت بده ،

خيلي بد ؛

داري به زمان و زمين بد و بيراه مي گي ...

خسته شدي ، خيلي خسته

حس مي كني توموم شدي

آروم

كم كم

مي گي چرا چند وقته هيچي درست نمي شه ؟!

مي گي چرا بايد كارات اينقدر گره بخوره ؟!

مي گي كاش بميري راحت شي !

حتي سر خدا داد مي زني چرا ؟؟؟؟؟؟؟!!!!

فكر مي كني صداتو نشنيده ؛

فكر مي كني اشكاتو نديده !

فكر مي كني داره كم كم يادش مي ره ،

داره كم كم همه چي رو فراموش مي كنه !

بغض مي كني ،

نمي خواي اين شب تموم بشه ،

نمي خواي فرداي نكبتي بياد ،

نمي خواي بفهمي اوضاع خرابتر از اوني بوده كه فكر مي كردي ...

اما آخرش كه چي !؟!

صبح از راه مي رسه ؛

تو آينه يه نگاه به خودت مي ندازي ،

نفس عميق مي كشي ،

مي گي همه چي درست مي شه ، همه چي ...

با خودت فكر مي كني كه همين ديشب خدا بغلم كرد ، تو بغلش تا خود صبح خوابيدم ؛

منو اينقده دوست داشته كه ...

مي رسي سر اين خط :

لطف آنچه تو انديشي

حكم آنچه تو فرمايي

فكر مي كني ، فكر مي كني ... فكر ...

قاطي فكرات مي شي ،

تو بغل بزرگ خداي بزرگِ خودت گم مي شي

دلت يه چيزي مي خواد كه نمي دوني ؛

دلت يه چيزي مي خواد كه نمي شنوي ؛

بعد از آسمون شروع مي كنه به باريدن ،

نم نم ؛

آروم ؛

خيس مي شي ،

اما نه خيس ِ خيس ،

مي دوني !

داري شروع مي شي ...

آروم ،

كم كم .

...

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در جمعه بیست و سوم شهریور 1386  |
 دلم هوایی شده...
 

من هنوز زنده ام
همین حوالی نزدیک باران نفس می کشم
و دلتنگیم را می نشانم بر چشمانم
شاید روزی دورباره ...
بازگشتم

بگذار ساده بگويم
دلم هوايي شده ...

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در سه شنبه بیستم شهریور 1386  |
 برای او که روزی حتما خواهد آمد.....
 

هي كه چقدر بي قراري مي كند اين كوچه
چه بي قراري مي كند اين بغض
چه بي قراري مي كند اين دل
تمام اين سال و ماه انگار منتظر آمدن كسي باشند و ...
نيامدن !
چه بي قراري مي كند اين كوچه
تمام اين روزها پنجره ها در انتظار باران خميازه مي كشيدند و باز
فردا !
همين ديروز كفشهايم خودشان راه افتاده بودند سمت اول كوچه ، سراغ آمدنت را بگيرند ؛
من هم پاپرهنه در خيابان به دنبالشان مي دويدم ، از آنها خواستم كه اينقدر سر به هوا نباشند ،
گفتمشان كه تو مي آيي ! بايد كمي صبوري كنند ؛
با هم باز مي گشتيم سمت خانه ؛
درست نمي دانم ،
اما انگار پاييز آمده بود ؛
انگار آسمان هم باريده باشد ، زمين خيس ِ خيس بود ...
ما آرام ، آرام آمديم سمت همان ياسهاي آشفته ... اما انگار ياسي نبوده باشد ؛
انگار آسمان باريده باشد ؛
زمين خيس ِ خيس بود ؛
انگار پاييز آمده باشد .
و ما باز مي گشتيم ؛
با نشاني از جاي پايي ...

امروز بوی یه عطری رو میدم که نمیدونم از کجا اومده/ شبیه ِ هیچ عطری که تا حالا داشتم و تا حالا میشناختمم نیست...فقط بوی آشنایی می ده حالا بیشتر از همیشه باور می کنم او دارد می اید.

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در سه شنبه ششم شهریور 1386  |
  همه‌چی رو میشنوی

دیدی هر وقت به صدف نگاه کنی و بیاریش کنار گوشت صدای دریا رو میتونی بشنوی ؟ مهم نیست که کجا باشی و چقدر از دریا دور شده باشی ... صدف همیشه تو خودش دریا داره . صدف دریا رو حفظه . صدف با دریا آشناست . کافیه دستت رو بذاری روی سینه‌ش و چشمات رو ببندی و بیاریش کنار گوشت و بهش گوش بدی ... گوش کن ... اون هیچی نمیگه ٬ ولی تو میشنوی .. همه‌چی رو میشنوی ...

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در دوشنبه هشتم مرداد 1386  |
 گزارش کامل582 روز پیگیری پرواز سی130 که بی نتیجه ماند

15 آذر ماه سال 1384 يكي از تلخ‌ترين روزها براي مردم كشورمان و يكي از سياه‌ترين روزهاي تاريخ هوانوردي كشور و سنگين‌ترين روز براي جامعه اطلاع رساني ايران و جهان است.
يك فروند هواپيماي سي 130 ارتش جمهوري اسلامي ايران حامل 94 مسافر شامل 45 نظامي، 39 خبرنگار و 10 نفر كادر پروازي كه عازم منطقه عملياتي رزمايش آبي-خاكي چاه‌بهار بودند، در برخورد با يكي از ساختمانهاي شهرك توحيد در حوالي ميدان آزادي تهران سقوط كرد و تمامي سرنشينان آن جان باختند.
هواپيماي سي 130 هواپيمايي ترابري است كه در موقع اضطراري مي‌تواند حداكثر 94 سرنشين را حمل و جا به جا كند.
اين مدل هواپيما بيش از سه دهه است كه در ترابري نظامي ايران كاربرد داشته و اولين بار در دهه 50 ميلادي در يك شركت آمريكايي طراحي و ساخته شد.
سي 130 براي انجام ماموريت‌هاي مختلف از جمله پرواز در ارتفاع كم، پشتيباني نزديك هوايي، جست و جو و نجات، سوخت‌رساني هوايي، حمل ادوات زرهي و نيرو و آتشبار حجيم طراحي شده است.
اين هواپيماي مجهز كه امكان سقوط آن بسيار كم است، در سال 1956 رسماً وارد نيروي هوايي آمريكا شد و پس از مدتي به اسكادران هوايي كشورمان نيز افزوده گرديد.
در اين هواپيماي غول پيكر ، سكوي بزرگ متحركي براي حمل بار از زمين به هواپيما طراحي شده است و در كناره‌هاي سالن اصلي بار، براي 92 نفر جاي نشستن و براي 64 نفر چترباز تجهيزات كامل به صورت دو به دو پيش بيني شده است.
سي 130 مي‌‌تواند مقادير قابل توجهي اسلحه و ادوات نظامي حمل كند كه آمريكا در حمله ناكام نظامي به طبس موسوم به «‌طوفان صحرا» و در حمله به عراق در جريان تجاوز عراق به كويت از 150 فروند سي 130 براي عمليات پشتيباني بهره برد.
ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي حدود 80 فروند از اين هواپيما را خريداري كرد كه پس از اعمال تحريم عليه كشورمان، ورود قطعات هواپيماي سي 130 به طور مستقيم به داخل ناممكن شد و جمهوري اسلامي ايران با اسقاط كردن 30 فروند از اين هواپيماها، قطعات آن را در 50 هواپيماي باقيمانده به كار گرفت.
در اولين اظهار نظرها پس از سقوط سي 130 ارتش در 15 آذر ماه ، مسئول اطلاع رساني مركز فوريت‌هاي پليس تهران اصابت اين هواپيما را به ايستگاه تقويت فشار گاز عامل انفجار آتش سوزي و انهدام هواپيما اعلام كرد؛ مساله‌اي كه بعدها در هيچ گزارشي رسماً لحاظ نشد.
به دليل اندوه جامعه رسانه‌اي از فقدان جمعي از همكاران خود چندين روز پس از اين حادثه، آئين خاكسپاري و يادبود آنان بيش از هر مساله‌اي بازتاب داشت، ولي در گوشه و كنار زمزمه‌هايي مبني بر پيگيري سريع و دستگيري و محكوميت عاملين آن مطرح شد.
در حالي‌كه هيچ كدام از مسئولان كشوري و لشكري پس از اين فاجعه قصور را برعهده نگرفته و حاضر به عذرخواهي نشدند، طرح اين مساله كه آيا اصولاً جانباختگان اين حادثه شهيد محسوب مي‌شوند يا نه، موضوعي بود كه تا چند روز رسانه‌ها به آن پرداختند و وقتي اين موضوع به اوج خود رسيد كه رئيس مجلس شوراي اسلامي عنوان كرد به دنبال واژه‌اي به‌جاي كلمه شهيد هستند تا بر روي جانباختگان اين حادثه بگذارند اما درست يك ماه پس از اين حادثه رئيس بنياد شهيد اعلام كرد كه با اصلاح آئين نامه تعيين مصاديق شهدا، تمامي جانباختگان حادثه سي 130 در حكم « شهيد» تلقي مي‌شوند.
درست 34روز پس از اين حادثه هواپيماي فالكون سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نزديكي درياچه اروميه دچار نقص فني شد و سقوط كرد كه در آن جمعي از فرماندهان ارشد سپاه از جمله فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران جان باختند.
روزهاي پس از حادثه روزهاي انتقاد و سوال بود، وجود نقص فني در هواپيما و سيستم ناوبري هوايي آن، مهمترين سوالي بود كه در روزهاي اول پس از حادثه مطرح شد و اينكه اصولاً چرا خبرنگاران رسانه‌ها كه به گفته وزير كشور يك جمع متخصص محسوب شده و پرواز يكجاي آنها بر اساس مصوبات شوراي امنيت ملي ممنوع مي‌باشد، يك‌جا و آن هم با پرواز غير مسافري و هواپيماي باري ارتش به محل ماموريت اعزام شده‌اند.
در همان روزها شايعه‌اي قوت گرفت كه گفته مي‌شد خلبان هواپيماي سي 130 ابتدا حاضر به پرواز با اين هواپيما نشده و پس از رفع نقص فني آن حاضر به پرواز شده ولي اين سوالات كه اصولاً خلبان چرا با وجود نقص فني حاضر به پرواز با سي 130شد و چرا بعد از نقص فني به مهرآباد بر مي‌گردد، در حالي‌كه امكان فرود در فرودگاه بين‌المللي امام خميني (ره) وجود داشته است، هيچگاه پاسخ داده نشد.
سردار عليرضا افشار معاون فرهنگي و تبليغاتي دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح شش روز پس از حادثه با توضيح اينكه خلبان پس از اطمينان از رفع اشكال پرواز سي 130 حاضر به پريدن شده است، ايرادات هواپيمايي را كه منجر به سقوط هواپيما شد، به دستگاه‌ ناوبري يدكي هواپيما مربوط دانست و از كار افتادن موتورها را مرتبط با سقوط ندانست.
وي تاكيد كرد كه هواپيماي سي 130 سقوط كرده، دو روز قبل از حادثه 17 ساعت پرواز داشته و فاقد هرگونه اشكال در پرواز بوده است.
وي در آن مصاحبه اضافه كرده بود كه هواپيما 8دقيقه پس از پرواز به‌خاطر اشكال در يكي از موتورهايش در حالي كه مي توانسته با سه موتور به پرواز خود ادامه دهد، براي رعايت احتياط و به تصميم خلبان، درخواست بازگشت به مهرآباد را مي‌كند و تا سه كيلومتري فرودگاه مهر‌آباد هيچ گونه مشكلي در آن توسط خلبان به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد گزارش نشده است.
در حالي‌كه اعلام شد هواپيماي سي 130 جعبه سياه ندارد، معاون ستاد مشترك ارتش با تاييد اين خبر، روشن شدن علت سقوط را منوط به بررسي مراحل گفت و گوي برج مراقبت با خلبان و بررسي ساير موارد فني اعلام مي‌كند و قول مي‌دهد كه نتيجه آن ظرف چند روز به مردم گزارش خواهد شد.
سازمان تامين اجتماعي هم با بيان اينكه سرنشينان سي 130 تا سقف 84 نفر تحت پوشش بيمه‌اي هستند، خبر از تحت پوشش قرار گرفتن خانواده‌ها و بازماندگان حادثه ديده اين رخداد توسط سازمان تامين اجتماعي براي برقراري مستمري مي‌دهد.
رئيس جمهور سابق كشورمان هم در گفت و گويي ضمن انتقاد از تحريم صنايع هوايي ايران از سوي آمريكا، مذاكرات با رئيس جمهور فرانسه براي خريد 10 فروند ايرباس را يادآور مي‌شود و به نوعي لغو اين قرارداد و بروز حوادث هوايي ايران را متوجه آمريكا عنوان مي‌كند.
در حالي‌كه در همان ساعت اوليه پس از بروز حادثه اعلام مي‌شود كه به هر كدام از خانواده‌هاي قربانيان 30 ميليون خسارت پرداخت مي‌شود، ولي پرداخت اين مبلغ تحت عنوان ديه هنوز تا روزهاي مانده به سالگرد ادامه دارد و برخي خانواده‌ها‌ به اين دليل كه دريافت ديه را به معني گذشت از شكايت تلقي مي‌كنند، از دريافت ديه سرباز زده‌اند.
رئيس امداد و نجات جمعيت هلال احمر نيز درباره حمايت رواني آسيب‌ديدگان خبر از اختصاص 30 مددكار و امدادگر در قالب 3 تيم حمايتي به منظور حمايت رواني و اجتماعي از حادثه‌ديدگان سانحه سقوط هواپيما و ساكنان شهرك توحيد به مدت 3 ماه مي‌دهد.
رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح در يازدهم دي ماه 84 و درست كمتر از يك ماه پس از وقوع حادثه خبر از پايان بررسي علل سقوط هواپيماي سي 130 مي دهد و مي‌گويد: آنچه مسلم است افراد اعزامي به رزمايش «عاشقان ولايت» در قالب يك يگان نظامي بوده و نيروي رزمايش محسوب مي‌شوند.
سرلشكر فيروزآبادي در همان روز تاكيد مي‌كند بايد همه تابع قانون باشيم و بايد حق اين نيروها به شايستگي ادا شود؛ در حالي‌كه آخرين مكالمات خلبان با برج مراقبت داراي بيش از 80 ثانيه سكوت است كه عده‌اي معتقدند اين قسمت از نوار به عمد پاك شده است.
رئييس ستاد كل نيروهاي مسلح مي‌گويد: اين مقدار سكوت در نوار ضبط شده به معني پاك شدن نوار نيست؛ چرا كه مكالمات قبل و بعد از سقوط وجود دارد و اين اشاره به جمله‌اي نامفهوم شبيه « ياحسين» است كه لحظه‌اي قبل از قطع شدن ارتباط هواپيما با برج و محو شدن اين هواپيما از صفحه رادار مي‌باشد.
از همان ابتدا و علي‌رغم اينكه بررسي پرونده به سازمان قضايي نيروهاي مسلح واگذار مي‌شود ولي مجلس شوراي اسلامي با تشكيل كميته‌اي به بررسي علل سقوط مي‌پردازد كه البته گزارش اين كميته هيچگاه در صحن علني مجلس قرائت نشد.
امير گودرزي رئيس بازرسي نيروي هوايي ارتش هم بيست روز پس از بروز حادثه بر صفحه تلويزيون ظاهر مي‌شود و با تاكيد بر وجود خطاي انساني در سقوط پرواز سي 130 تصريح مي‌كند: تغييرات وضع هواپيما و انحراف آن از مسير اصلي در دقايق پاياني از طريق برج مراقبت به خلبان تذكر داده نشده و شواهد نشان مي‌دهد كه خلبان هيچ كنترلي بر هواپيما در لحظات پايان نداشته است.
در حالي‌كه وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات اعلام مي‌كند مكالمات تلفني خبرنگاران هواپيماي سي 130 با مجوز قضايي قابل انتشار است، ولي قاضي پرونده هيچگاه چنين مجوزي را صادر نكرد و حتي از پخش آخرين مكالمات كابين خلبان با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد در آخرين دقايق كه قرار بود توسط خبرنگاراني كه به ياد صدمين روز شهادت دوستانشان مراسم يادبود برگزار كرده و آن را پخش كنند، جلوگيري كرد.
كاظم جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي مجلس با اشاره به امكان پيگيري سقوط هواپيماي سي 130 تصريح مي‌كند: برخي قصور و تقصيرها در سانحه هواپيماي سي 130 مشخص شده است.
افكار عمومي و رسانه‌ها منتظر انتشار گزارش هيات 29 نفره بررسي كننده سقوط هواپيما هستند و حتي مخبر كميسيون امنيت ملي مجلس از انتخاب چنين هيات‌هايي از مدت‌هاي پيش خبر مي‌دهد و مي‌گويد: بر اساس قوانين و مقررات موجود حتي هيات بررسي كننده سانحه احتمالي بعدي هم مشخص و اسامي آنها داخل پاكت است.
14 دي ماه سال 84 رضا طلايي‌نيك نماينده مجلس و رئيس كميته دفاعي كميسيون امنيت ملي در اعلام آخرين نتايج بررسي سقوط هواپيماي سي 130 با اشاره به انجام پروازي آزمايشي براي آزمودن تمامي احتمال هاي علل سقوط مي‌گويد: 70 درصد ابهامات كميته دفاعي با دريافت اسناد و پاسخ از فرودگاه و انطباق آن با قوانين بين‌المللي برطرف شده است و تا قبل از پايان دي ماه اعلام مي‌شود ولي يازدهم بهمن ماه 84 گزارش نهايي كميته دفاعي مجلس از علل و عوامل سقوط هواپيماي سي 130 اعلام مي‌شود.
در آن گزارش با تاكيد بر اينكه تكميل تحقيقات قضايي مكمل گزارش خواهد بود، خواستار عذرخواهي برخي مسئولان ذي‌ربط و استعفاء از سمت‌هايشان مي‌شود.
در آن گزارش با اشاره به اينكه برخي علل سقوط را به دليل ملاحظات امنيت ملي در جلسه غير علني مجلس مطرح مي‌كنند، تاكيد شده است: بروز نقص فني در سيستم ناوبري هواپيما و نارسايي سيستم مراقبت پرواز فرودگاه، كاهش غير مجاز ارتفاع، سرعت و تغييرات شديد در هواپيما، و عدم انصراف از خط تقرب فرود به عنوان عوامل اصلي و بروز نقص فني در موتور چهارم و محدوديت ديد خلبان به دليل آلودگي هواي آن روز شهر تهران به عنوان علل فرعي سقوط عنوان مي‌شود؛ عللي كه بي‌شك برخورد با عاملين آن، سخت و ناممكن مي‌نمايد. در اردوي بهشت سال 85 روند بررسي علل سقوط را سازمان قضايي نيروهاي مسلح شكل جدي تري به خود مي‌گيرد.
در حالي‌كه از ابتداي سقوط هواپيما، دستگاه قضايي نظر كارشاسي هيات تحقيق سقوط سي 130 را مبناي عمل بررسي خود قرار داده بود، با آمدن يك گروه متخصص پروازي از كشور پاكستان كه ابتدا نمايدگان ايكائو معرفي شدند، شكل ديگري به روند بررسي پرونده داد ولي اين هيات در اقامت چند روزه خود در تهران تنها از لاشه هواپيما و اسنادي كه نيروهاي مسلح در اختيار آنان قرار داده بود، بازديد كرد كه اعتراض خانواده‌هاي بازمانده و حتي سازمان هواپيمايي كشوري را در پي‌ داشت.
درست در روزهايي كه سازمان قضايي نيروهاي مسلح نظر نهايي خود را درباره علت سقوط هواپيماي سي 130 اعلام كرده بود، دبيركل جامعه متخصصين مراقبت پرواز ايران با بيان اينكه مستندات بررسي پرونده سقوط هواپيماي سي 130 مورد تاييد ايكائو نيست، خواستار بررسي كارشناسان سازمان هواپيمايي كشوري طبق قوانين بين‌المللي بر روي اين پرونده شد.
گزارش سازمان قضايي نيروهاي مسلح سرانجام در اطلاعيه 24 خرداد ماه سال 85 و 166 روز پس از وقوع حادثه، فرودگاه مهرآباد و پايگاه هوايي ارتش را در سقوط سي 130 مقصر عنوان و تاكيد كرد: اهمال پايگاه هوايي فرودگاه مهرآباد و سهل انگاري كنترل رادار تقرب و برج مراقبت اين فرودگاه عامل اصلي سقوط سي 130 است.
صبح چهارشنبه 24 خرداد ماه، 80 نفر از كنترلهاي مراقبت پرواز فرودگاه‌هاي كشور با رياست سازمان هواپيمايي كشور ديدار و تاكيد كردند كه اعضاي جامعه متخصصين مراقبت پرواز به هيچ وجه نظر كميته 29 نفره نظاميان و يا كارشناسان نظامي پاكستان كه خود را نماينده ايكائو معرفي كرده‌اند، قبول ندارد و هيچ كدام از اين گروه‌ها داراي اعتبار و صلاحيت قانوني از سوي سازمان هواپيمايي كشوري براي بررسي اين پرونده را ندارند.
دبيركل جامعه متخصصين مراقبت پرواز در اين روز تاكيد كرد: نتايجه بررسي‌هاي سازمان هواپيمايي كشوري مستند به قوانين هوانوردي بين‌المللي است و تنها مرجع قابل ارائه به سازمان قضايي نيروهاي مسلح است.
كارشناسان سازمان هواپيمايي كشوري همچنين گروه اعزامي از كشور پاكستان را نمايندگان مورد اعتماد و قبول ايكائو ندانسته و تصريح كردند: اين عده تنها جمعي از پرسنل نظامي سازمان هواپيمايي پاكستان مي‌باشند كه داراي صلاحيت كامل در زمينه رادار نبوده و نظارت آنان منطبق با قوانين و مقررات ايكائو نيست.
اما سازمان قضايي نيروهاي مسلح چند روز بعد با صدور اطلاعيه‌‌اي با تاكيد بر اينكه بررسي سوانح هوايي نظامي از اختيارات سازمان هواپيمايي كشوري نيست، اعلام كرد: تمامي مستندات و گزارش‌هاي هئيت‌هاي و كميته‌هاي ذيصلاح در اعلام راي قاضي مورد توجه قرار گرفته و هيات دعوت شده از كشور پاكستان هم از كارشناسان با تجربه و داراي مدارج علمي و فني هواپيمايي كشوري پاكستان بوده و از سوي ايكائو واجد صلاحيت اعلام شده‌اند.
دو روز بعد از اين اطلاعيه جامعه متخصصين مراقبت پرواز ايران با تاكيد مجدد بر اينكه بررسي سوانح هوايي نظامي نيز از وظايف سازمان هواپيمايي كشوري است، اعلام كرد: بر اساس ماده 2 مصوبه شماره 6075 /ش‌د، شواري عالي اداري مصوب 20/10/73 به صراحت بررسي سوانح هوايي از وظايف سازمان هواپيمايي كشوري محسوب شده و سوانح نظامي از اين مصوبه مستثني نشده است، البته سازمان قضايي نيروهاي مسلح هيچگاه به اين نامه پاسخي نداد.
در نامه جامعه متخصصين مراقبت پرواز ايران با تاكيد بر اينكه تشكيل كميته 29 نفره نظامي و ناديده گرفتن وظيفه و نقش قانوني و غير قابل اغماض سازمان هواپيمايي كشوري در بررسي سانحه سقوط سي 130 تخلف از قانون است، تصريح كردند: مداركي وجود دارد كه رئيس هئيت اعزامي از كشور پاكستان نظامي و فارغ‌التحصيل دانشكده جنگ هوايي پاكستان است و نمي‌تواند كارشناس بين‌المللي ايكائو باشد.
هنگامي‌كه اين مجادلات به پايان رسيد و مشخص نشد كه آيا ادعاي جامعه متخصصين مراقبت پرواز درست است يا نه، دادگاه رسيدگي به پرونده سقوط هواپيماي سي 130در شعبه اول دادگاه نظامي يك تهران خبر از برگزاري اولين جلسه دادگاه در 25 شهريور 85 و در دويست و پنجاه و پنجمين روز از سقوط با حضور همه اولياء دم داد. اين در حالي بود كه پيش از اين قرار بود اين جلسه در اواخر مرداد ماه برگزار شود.
ولي روابط عمومي سازمان قضايي نيروهاي مسلح با اعلام تعويق اين دادگاه به مدت يازده روز تصريح كرد: با توجه به اينكه نمايندگان حقوقي سازمان صدا و سيما و برخي از رسانه‌ها و اولياء دم پرونده سانحه سقوط از دادگان تقاضاي استمهال كرده‌اند با موافقت قاضي دادگاه 6 مهر ماه برگزار مي‌شود.
سرانجام اولين جلسه رسيدگي به سانحه هواپيماي سي 130 ارتش جمهوري اسلامي ايران 278 روز پس از وقوع حادثه به صورت غير علني و با حضور بيش از100 نفر از اولياء دم و خانواده‌هاي شهدا و سانحه برگزار شد و دادستان نظامي تهران به نمايندگي از اولياء خواستار مجازات متهمان شد ولي زمان بعدي دادگاه هنوز مشخص نشده است.

و در نهایت دادگاه بدون توجه به اظهارات خانواده ها که معتقدند کیفر خواست به درستی تنظیم نشده است و پس از از آنکه کم کم گرد فراموشی بر این پرونده پاشیده شده و سوالات فراوانی بی پاسخ مانده هشت متهم این پزونده را در ۴مرداد ماه ۸۶ تبرئه کرد.

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در شنبه ششم مرداد 1386  |
 به ياد بچه‌هايي كه دادگاه متهمان قتلشان را تبرئه كرد

اينان سربازان اين وطنند...

اينان سربازان اين وطنند؛ مردم به تماشاي قامت سبزشان در شكوه ايثار و بزرگي، سرتعظيم فرود مي‌آورند و رسانه‌ها اين بار در پاتك مظلوميت اينان، ايثار و شجاعت را به تمامي دنيا مخابره مي‌كنند.

مرگ بر فراز آسمان تهران بال گشوده است، غرش چهار موتور هواپيماي C-130 تبديل به سكوتي گرديده كه نفس را در سينه همه حبس مي كند، انگار زمان ايستاده است، عقربه‌هاي ساعت از حركت باز ايستاده است، سكوتي بي‌وزن. ديگر هيچ صدايي نيست، حالا ديگر درهاي بهشت است كه با شعاع نوراني خود مسافران مهتاب را به ميزباني فرامي‌خواند.

چشم‌هاي مسافران پلك بر هم نمي‌زند، حالا ديگر براي لحظه‌اي مسافران تنها با تك نگاهي حسرت‌انگيز به جا مانده‌هاي خود بر زمين نگاه مي‌كنند.

كسي همسر و فرزندانش را مي‌بينند كه منتظر بازگشت پدر از اين مأموريتند؛ «به خدا سپردمتان» اين تنها جمله‌اي است كه بايد گفت.

آنسوتر تازه دامادي آخرين بوسه محبت را براي نوعروسش هديه مي‌دهد؛ ديدار به قيامت! باور كن نخواسته‌ام همراه نيم راه باشم ولي اينك زمان رفتن است.

ديگري به ياد پدرش، مادرش، دوستانش، خواهرش و برادرش مي‌افتد ولي مجال ماندن نيست.

مقصد جايي در آسمان است. پشت ابرهاي سفيد، بالاتر از ستاره‌ها آنسوي خورشيد.

اينان سربازان اين وطنند، عرصه دفاعشان فراتر از مرزهاي زميني است. گستره‌اي دارد به اندازه تمامي مرزها، تا عمق شعر و شعور آدميان. ابزارشان نه تير است كه قلب متخاصم را بشكافد و نه توپ است كه دشمن را زبون و آواره سازد.

قلم است همان كه حرمت قسم دارد. كاغذ است كه بستر پاكش اين بار به جوهر خون اين سربازان رنگين گرديده تا زيباترين شعر مقاومت و ايثار را بسرايد.

تصوير است، تصويري كه شكوه عظمت و قدرت فرزندان اين سرزمين را فراگير مي‌كند و شاترهاي دوربين كوبنده تر از هر گلوله، خنثي كننده زر و زور و تزوير قدرت‌هاي زمانه است.

اينان سربازان اين وطنند، مردم به تماشاي قامت سبزشان در شكوه ايثار و بزرگي، سرتعظيم فرود مي‌آورند و رسانه‌ها اين ابزارهاي گفتمان جهاني اين بار در پاتك مظلوميت اينان، ايثار و شجاعت را به تمامي دنيا مخابره مي‌كنند.

اينان سربازان اين وطنند، بارها و بارها آنها را نديديم، چرا كه هميشه آنها آن طرف تصاوير بودند؛پشت همه خبرها و هياهوها، ما خبر مي‌شنيديم و تصوير مي‌ديدم بي‌آنكه ببينيم آنسوي خبرها و تصاوير كيانند كه مي كوشند تا بدانيم، مي‌كوشند تا بمانيم.

لابد حالا آن بالا آنجا كه راهي به سوي آسمان دارد سه پايه‌اي گذاشته‌اند و با دوربين معرفت و قلم شفاعت، رفتار همه ما را گزارش مي‌كنند و نجابت ما را اندازه مي‌گيرند.

اينان سربازان اين وطنند. شكوه ايثارشان هيچگاه به ديدگانمان نيامد و در نيام مظلوميت كوشيدند تا صداي رساي سرزمين ما در هياهوي نااهلان و نامحرمان گم نشود.

اينك ما به آنان عشق مي‌ورزيم و دفترچه خاطرات دلمان پر از حضور صداي پرسخاوت و آهنگين آنان است.

حالا ديگر نه واحد مركزي خبر، نه شبكه خبر، نه خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، نه خبرگزاري فارس، نه خبرگزاري ايسنا، نه همشهري و نه كيهان و نه هيچ رسانه‌اي ديگر تنها پژواك خاطرات و شكوه عظمت جاويدان حماسه سازان اصحاب رسانه نيست.

حالا همه سرزمين پرافتخار ايران، ستايشگر عظم سربازان وطن است.

بچه‌ها! چه شب‌هايي بود با شما بودنها، در كنار شما چه حال پرشوري داشتيم، امروز همه هستيد، همه شما هستيد. اين مائيم كه در غريو ماندگاريتان گم شده‌ايم و جا مانده‌ايم.

بچه‌ها، دسته دسته در حالي كه بال‌هايشان به هم مي‌خورد با هم پرواز مي‌كنند و چون ستاره‌اي درخشان، صميميت پاينده خود را در قلب ما زمينيان جا مي‌گذارد.

اينان سربازان اين وطنند و ستاره‌هاي درخشان تاريخ اين سرزمين.

به بودنتان افتخار مي‌كنيم و به يادتان تا فرداي قيامت،عشق، ايثار، سربلندي، شكوه، فداكاري و استواري را زمزمه مي‌كنيم.

شما سربازان پرافتخار اين وطنيد

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در پنجشنبه چهارم مرداد 1386  |
 دلم برایت تنگ می شود گاهی

درست دو سال پیش در چنین شبی شام را مهمان خاتمی در سعدآباد بودیم.آخرین نشست خبری رئیس جمهور وقت با خبرنگاران دوران اصلاحات. چه شب به یاد ماندنی و خاطره انگیزی بود و حالا که پس از دو سال به این عکس ها نگاه می کنم جای خالی علی رضا افشار/علی رضا برادران/حسن شیرازی /حسن قریب/حسن حیدری و دیگر عزیزانی که در آن شب بودند و بعدها در سقوط هواپیمای سی۱۳۰ میهمان نشین عرش شدند را بیشتر احساس می کنم و این عکس ها خاطره انگیزتر شده است. حالا بعد از دوسال خیلی از این بچه ها دیگر خبرنگار ریاست جمهوری نیستند/ خیلی ها عرصه خبر را رها کرده اند و تعدای هم به دلیل تعطیلی روزنامه هایشان خانه نشین هستند و بی هیچ نگاه افراطی و سیاسی آن شب آن جمع صمیمی آن سید عزیز که حالا پیرتر شده و هنوز دوست داشتنی است و آن حال و هوای بی بدیل دلتنگی ام را تکرار می کند و دلم برایت تنگ می شود گاهی. 

گزارش تصويري آن شب كه ساتيار امامي عزيز عكاسش بود

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در یکشنبه هفدهم تیر 1386  |
 من آقام و دوست دارم

( به یاد مهدی افشار نیکُ دوست روزنامه نگاری و فرزند شهیدی که در ۱۸ تیر دستگیر و از ادامه تحصیل محروم شد)

 

مي گفت و با داد مي گفت چرا واينستادي جلوي مسجد، عارت اومد بگي بچه شهيدي، عارت اومد جلوي رفقاي فوكوليت بگي ريشه ات كجاست و از كجا اومدي؟ جلوي اونا كه صادق هدايت مي دن دستت، جلوي اونا كه داش آكل مي دن دستت، حاجي آقا مي دن، همسايه ها مي دن و چند تا رگبار ديگه كه زدم بيرون 11 شب.

اون روز،  پنجمين يا ششمين سالگرد بابا بود و طبق رسم هر سال مسجد و منبر و حسينه و روضه و يادبود و گرامي داشت حاج حسن. و باز من بايد جلوي مسجد پيرهن مشكي، غم زده، درهم با مقداري اشك و آه و ناله. و به هر كدوم از دوستان سردار شده بابا يك جمله خاص مي گفتم مثلا اينكه حاج ناصر: بابا در وصيتنامه اش چند بار از شما اسم آورده، به ديگري: شما چقدر در عكس هاي بابا حضور دارين، به آن يكي كه با محافظ مي آمد: من بابام رو در شما مي بينم، به جانبازها بايد مي گفتم چقدر خوب شد شما مونديد تا صداي بابا را بشنوم و هر كدام هم پس از اين جملات بود كه مرا در آغوش مي كشيدند و درگوشي مي گفتند حسن دم آخر در بغل من جان داد. كه شش، هفت نفر مدعي بودند (ظاهرا بابا دم آخر مثل گوشت قرباني دست به دست مي شده تا همه فيض ببرند) كه مصمم شدم كه ديگه جلو مسجد واينستم و مامان هم شب، بعد از شام و رفتن مهمانها بست به رگبار.

 رفتم پارك چپيدم زير يكي از شمشادها تا راحت بخوابم اما كو خواب؟ تشويش و پشيماني آمد سراغم كه چه كاري بود من كردم؟ چرا براي دلخوشي مادر حتي يك ساعت هم تحمل به خرج ندادم؟ پسر بزرگ يعني چه؟ و از اين حرف ها كه يك سرباز پليس صدام كرد اون زير چه مي كني؟ من هم گفتم درد دل. گفت با كي؟ اين وقت شب!! چه درد دلي مي كني؟!! بيا بيرون.

وقتي زدم بيرون و ديد تنهايم، گفت خل شدي؟ منم بي مقدمه گفتم اگه بابات مرده باشه تو جلوي مسجد واينمي ايستي. با بي خيالي گفت من آقام دو سالم بود مرد. ديگه نتونستيم براش ختم بگيرم ولي فكر نكنم. چرا ؟ قاچاقچي بود اما برا من فرقي نمي كنه من آقام و دوست دارم چه ختم بگيرم چه نگيرم. گفت تو آقات مرده؟ شهيد شده. چيه  از ختم فراري شدي؟ آره. ول كن بابا آقات اگه با حال باشه بي ختم و سال مي مونه و گرنه زور زدن الكيه. من آقام وكه  دوست دارم. 

 

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در سه شنبه پنجم تیر 1386  |
 استعفاء
ياد دونده امير نادري كه بخشي از دنياي كودكي من است به خير

به نام خدا و با سلام
بدين وسيله رسمًا از بزرگسالي استعفاء مي دهم و مسئوليت هاي يك كودك 8 ساله را قبول مي كنم .
مي خواهم به يك ساندويچ فروشي بروم و فكر كنم كه اينجا يك رستوران 5 ستاره است .
مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است ، چونكه مي توانم آن را بخورم .
مي خواهم درون يك چاله آب بازي كنم و بادبادك خودم را در هوا پرواز دهم .
مي خواهم به گذشته برگردم ، وقتي همه چيز ساده بود ، وقتي داشتم رنگ ها را ، جدول ضرب را و شعر هاي كودكانه را ياد مي گرفتم ،
وقتي نمي دانستم كه چه چيزهايي نمي دانم و هيچ اهميتي هم نمي دادم .
مي خواهم فكر كنم كه دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند .
مي خواهم ايمان داشته باشم كه هر چيزي ممكن است و مي خواهم كه از پيچيدگي دنيا بي خبر باشم .
مي خواهم دوباره به همان زندگي ساده خود بر گردم . نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري ، خبر هاي ناراحت كننده صورتحساب ، جريمه و ...
مي خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم ، به يك كلمه محبت آميز ، به عدالت به صلح ، به فرشتگان ، به باران ، به ...
اين دسته چك من ،كليد ماشين ، كارت اعتياري و بقيه مدارك ، مال شما .
من رسما از بزرگسالي استعفاء مي دهم .

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386  |
 از رسانه سمي تا رسانه ملي

دو تا صندلي بزرگ، يك ميز، يك ليوان آب كه بسته به ميهمانش شربت هم مي‌شود در يك فضاي تاريك، تمام چيزهاي ظاهري برنامة زنده «شب شيشه‌اي» را شكل مي‌دهند كه هر شب، 60 دقيقه روي آنتن شبكه ۵ مي‌وردد.

برنامه‌اي كه در بيشتر شب‌ها جذاب است و دليل آن هم اجراي رضا رشيدپور است و چهره‌هاي داغ مهمانان برنامة رشيدپور كه تا قبل از اين، صبح‌ها در صبح به‌خير ايران مجري بود. خيلي‌ها مي‌گويند اين مجري 30 ساله كه ليسانس عمرانش را از دانشگاه تبريز گرفته، نمونة مؤدب و آرام فرزاد حسني است، ادعايي كه زياد هم غير واقعي نيست. او با مهمانانش با احترام برخورد مي‌كند و مي‌گذارد حرفشان را بزنند.  ولي به نظر مي‌رسد جدا از رضا رشيدپور كه البته دوستي من با او به زمان حضورم در رسانه ملي بر مي‌گردد و اين روزها با مطالعه و دقت در اجراي برنامه به يك پختگي رسيده كه در ان از بداهه گوئي‌هاي گزاف فرزاد حسني خبري نيست و بيشتر به يك مصاحبه داغ چالشي و ژورناليستي تصويري بدل شده فكر مي‌كنم رسانه فراگير ما كه به رسانه ملي اشتهار دارد اين روزها كم كم متوجه شده با نگاه رسمي ديگر در اين روزهاي جهش رسانه با برنامه‌اي آبكي، بي سروته و گفتگوهاي رسمي و تشريفاتي كه اين رسانه را بيشتر به رسانه رسمي تبديل كرده به سوي ملي شدن و خواست مردم حركت كرده و شب شيشه‌اي برنامه‌اي در خور نام رسانه ملي است كه البته چون خود در اين خصوص تبحر داشته واصولا خوراك من انجام درگيريهاي چالشي با مصاحبه شونده است و تجربه موفق انرا در فيلم مستند خودم با نام (ثبت نام) كه بي شك به يكي از فراگيرترين سي‌دي‌هاي شبكه زيرزميني و غيررسمي كشور تبديل گرديده، داشته‌ام مي‌دانم كه كار رشيدپور كار مشكلي است ولي بيش از وي بايد از مديران شبكه ۵ ستايش كرد كه اين روزها حرفه‌اي تر شده وبرنامه‌اي جديتر، مرددمي‌تر وجذاب تر از صندلي داغ ساخته‌اند كه هم نظر منتقدان و هم مردم را جذب كرده كه البته رسيدن به چنين موفقيت كار سادة اي نيست. 

|+| نوشته شده توسط عطا افشاري در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا