اينان سربازان اين وطنند...
اينان سربازان اين وطنند؛ مردم به تماشاي قامت سبزشان در شكوه ايثار و بزرگي، سرتعظيم فرود ميآورند و رسانهها اين بار در پاتك مظلوميت اينان، ايثار و شجاعت را به تمامي دنيا مخابره ميكنند.
مرگ بر فراز آسمان تهران بال گشوده است، غرش چهار موتور هواپيماي C-130 تبديل به سكوتي گرديده كه نفس را در سينه همه حبس مي كند، انگار زمان ايستاده است، عقربههاي ساعت از حركت باز ايستاده است، سكوتي بيوزن. ديگر هيچ صدايي نيست، حالا ديگر درهاي بهشت است كه با شعاع نوراني خود مسافران مهتاب را به ميزباني فراميخواند.
چشمهاي مسافران پلك بر هم نميزند، حالا ديگر براي لحظهاي مسافران تنها با تك نگاهي حسرتانگيز به جا ماندههاي خود بر زمين نگاه ميكنند.
كسي همسر و فرزندانش را ميبينند كه منتظر بازگشت پدر از اين مأموريتند؛ «به خدا سپردمتان» اين تنها جملهاي است كه بايد گفت.
آنسوتر تازه دامادي آخرين بوسه محبت را براي نوعروسش هديه ميدهد؛ ديدار به قيامت! باور كن نخواستهام همراه نيم راه باشم ولي اينك زمان رفتن است.
ديگري به ياد پدرش، مادرش، دوستانش، خواهرش و برادرش ميافتد ولي مجال ماندن نيست.
مقصد جايي در آسمان است. پشت ابرهاي سفيد، بالاتر از ستارهها آنسوي خورشيد.
اينان سربازان اين وطنند، عرصه دفاعشان فراتر از مرزهاي زميني است. گسترهاي دارد به اندازه تمامي مرزها، تا عمق شعر و شعور آدميان. ابزارشان نه تير است كه قلب متخاصم را بشكافد و نه توپ است كه دشمن را زبون و آواره سازد.
قلم است همان كه حرمت قسم دارد. كاغذ است كه بستر پاكش اين بار به جوهر خون اين سربازان رنگين گرديده تا زيباترين شعر مقاومت و ايثار را بسرايد.
تصوير است، تصويري كه شكوه عظمت و قدرت فرزندان اين سرزمين را فراگير ميكند و شاترهاي دوربين كوبنده تر از هر گلوله، خنثي كننده زر و زور و تزوير قدرتهاي زمانه است.
اينان سربازان اين وطنند، مردم به تماشاي قامت سبزشان در شكوه ايثار و بزرگي، سرتعظيم فرود ميآورند و رسانهها اين ابزارهاي گفتمان جهاني اين بار در پاتك مظلوميت اينان، ايثار و شجاعت را به تمامي دنيا مخابره ميكنند.
اينان سربازان اين وطنند، بارها و بارها آنها را نديديم، چرا كه هميشه آنها آن طرف تصاوير بودند؛پشت همه خبرها و هياهوها، ما خبر ميشنيديم و تصوير ميديدم بيآنكه ببينيم آنسوي خبرها و تصاوير كيانند كه مي كوشند تا بدانيم، ميكوشند تا بمانيم.
لابد حالا آن بالا آنجا كه راهي به سوي آسمان دارد سه پايهاي گذاشتهاند و با دوربين معرفت و قلم شفاعت، رفتار همه ما را گزارش ميكنند و نجابت ما را اندازه ميگيرند.
اينان سربازان اين وطنند. شكوه ايثارشان هيچگاه به ديدگانمان نيامد و در نيام مظلوميت كوشيدند تا صداي رساي سرزمين ما در هياهوي نااهلان و نامحرمان گم نشود.
اينك ما به آنان عشق ميورزيم و دفترچه خاطرات دلمان پر از حضور صداي پرسخاوت و آهنگين آنان است.
حالا ديگر نه واحد مركزي خبر، نه شبكه خبر، نه خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، نه خبرگزاري فارس، نه خبرگزاري ايسنا، نه همشهري و نه كيهان و نه هيچ رسانهاي ديگر تنها پژواك خاطرات و شكوه عظمت جاويدان حماسه سازان اصحاب رسانه نيست.
حالا همه سرزمين پرافتخار ايران، ستايشگر عظم سربازان وطن است.
بچهها! چه شبهايي بود با شما بودنها، در كنار شما چه حال پرشوري داشتيم، امروز همه هستيد، همه شما هستيد. اين مائيم كه در غريو ماندگاريتان گم شدهايم و جا ماندهايم.
بچهها، دسته دسته در حالي كه بالهايشان به هم ميخورد با هم پرواز ميكنند و چون ستارهاي درخشان، صميميت پاينده خود را در قلب ما زمينيان جا ميگذارد.
اينان سربازان اين وطنند و ستارههاي درخشان تاريخ اين سرزمين.
به بودنتان افتخار ميكنيم و به يادتان تا فرداي قيامت،عشق، ايثار، سربلندي، شكوه، فداكاري و استواري را زمزمه ميكنيم.
شما سربازان پرافتخار اين وطنيد
|
+| نوشته شده توسط
عطا افشاري در پنجشنبه چهارم مرداد 1386
|