پژمان درسهاي مدرسهاش را مرور ميكند. بدون آنكه ناشتايي بخورد از خانه بيرون ميزند. ظهر كه ميشود لقمه گوشت كوبيده ماسيده در كيفش را درميآورد و به نیش ميكشد. سر راه برگشت به خانه تمام پول توجيبي روزانهاش صرف خريدن يك بسته پفكنمكي بزرگ ميشود. شام آن شب هم مثل هميشه يا املت است يا خوراك لوبيا و به همين خاطر ترجيح ميدهد شام نخورده بخوابد. فردا همين حكايت تكرار ميشود. صبحانه بيصبحانه و بعد لقمهيي ماسيده و شام تكراري و خوابي كه مثل هر شب سرشار از رؤياهاي رنگارنگ است. پدر پژمان كارمند است . پژمان تازگي يادگرفته كه كلمات را بخش كند. كارمند دو بخش است. بخش اول آن كار و بخش دوم هم مند! پژمان معني مند را نميداند اما خبر دارد كه پدرش دو جا كار ميكند. كله سحر بيدار ميشود و به اداره ميرود از ساعت چهار به بعد هم با پيكان قراضهاش مسافركشي ميكند. آخر شب خسته و كوفته به خانه ميآيد و ديگر حال و حوصله حرف زدن ندارد. پژمان دلش ميخواهد اتفاقات مدرسه را براي پدر تعريف كند اما هميشه مادر نميگذارد و ميگويد بابا خسته است. پژمان خسته را بخش ميكند. خسته هم مثل كارمند دو بخش دارد! پژمان كمكم دارد معني خستگي را ميفهمد. معني فقر را هم درك ميكند. پدر هميشه ميگويد اين همه جان ميكنم اما هميشه هشتمان گرو نهمان است. پژمان معني اين اصطلاح را نميداند اما ميفهمد كه پدر خسته است و جان ميكند. جان را بخش ميكند. يك بخش است. اگر پدر جانش را از دست بدهد ديگر جان ندارد! غمانگيز است اما حقيقت دارد كه پژمانها در مملكت ما زياد هستند. كودكاني كه معني سه وعده غذاي روزانه را نميدانند و شب را با نان خالي سر ميكنند. حقيقت دارد كه سفرههاي بسياري از مردم شهر حتي نان هم ندارد. سرپرست خانواده با چنگ و دندان خانوادهاش را حفظ ميكند اما خيلي از هزينهها قابل پيشبيني نيست. پدر درگير جور كردن قسط خانه است كه به يكباره سروكله مامور شركت فاضلاب پيدا ميشود و درآمد دو ماه پدر را براي انشعاب فاضلاب طلب ميكند. پدر به لكنت ميافتد. مامور تهديد ميكند كه اگر پول پرداخت نشود آب خانه را قطع ميكند. هنوز پدر از ضربه اين شوك سنگين بيرون نيامده كه دولت هديههاي جديدي برايش ميآورد. هزينه تلفن بالا ميرود. گوشت گران ميشود. قيمت سيبزميني بسرعت بالا ميرود. همهچيزها دستنيافتني ميشوند. بالاخره ضربه نهايي هم فرود ميآيد و سفره خالي پدر بسته ميشود. تامين نيازهاي اوليه غذايي جامعه وظيفه دولت است. حتي بيخانمانان نيز بايد توسط دولت تغذيه شوند. حتي در كشور فقيري مثل برزيل مبارزه با فقر در صدر برنامههاي دولت است و لولاداسيلوا رييسجمهور اين كشور با اجراي برنامههاي ضد فقر موفق شده است شرايط را طوري فراهم كند كه 175 ميليون جمعيت برزيل بتوانند در روز سه وعده غذا بخورند. رييسجمهوري برزيل ميداند كه فقر امالفساد است. داسيلوا بخوبي ميداند كه مردم گرسنه توان ساخت فرداي مملكتشان را ندارند. ميداند كه فقر تبعات اجتماعي فراواني به همراه دارد. ما هم ميدانيم اما كاري نميكنيم. هنوز پژمان بدون خوردن ناشتايي به مدرسه ميرود و حالش از شنيدن كلمه املت به هم ميخورد. يكي از شبكههاي تلويزيوني از خطرات مصرف بيرويه تخممرغ ميگويد. آقاي دكتر معتقد است كه مصرف بيش از حد تخممرغ ،كبد را از كار مياندازد. مادر با دستپاچگي كانال را عوض ميكند. يكي از مسوؤولان از عدالت اجتماعي حرف ميزند. پژمان عدالت را بخش ميكند. عدالت سه بخش دارد. دندانهاي كودكان يكي يكي ميپوسند. كلسيم بدن آنها خيلي پايينتر از حد استاندارد است. لبنيات و گوشت تقريبا از سبد هزينه برخي خانوادهها حذف شده است. بعضيها سالي يكي دوبار گوشت ميخورند. پدر ميگويد:به خدا اين تبعيض است و بلافاصله سيگاري آتش ميزند. پژمان تبعيض را بخش ميكند. دو بخش دارد. معني كلمه تبعيض را نميداند اما از لحن پدر ميفهمد معني خوبي ندارد. همين چند دقيقه پيش معني كلمه عدالت را از مادرش پرسيده است و ميداند عدالت چيز خوبي است. به تمثال مبارك مولا علي (ع) كه روي تاقچه است نگاهي ميكند براي چندمين بار عدالت را بخش ميكند. عدالت سه بخش دارد. هرچند كه پدر از هيچ كدام از سه بخش عدالت سهمي نداشته باشد.«باور کنید منظورم حرفهای سیاسی نیست.تنها دردو دل است»
نوشته شده توسط عطا افشاري در یکشنبه هفتم خرداد 1385 ساعت 11:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

پیش از سحر تاریک است/ اما همواره خورشید به موقع طلوع می کند/ باید به سحر اعتماد کرد.....
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
a href="http://www.mowj.ir/">